اي كـــــاش بي هيچ كلامي با هم همراه ميشديم و دست به دست
پرستو هاي مهــاجر تا فراسوي نا كجا آباد زندگي پرواز ميكرديم
اي كــــــاش با طنين آواي ملكوتي اذان ذره اي دلهايمان ميلرزيد ، دستهايمان
را بلند ميكرديم و در پيشگاه معشوق جاويد طلب عمر و نيــــاز ميكرديم
اي كـــــــاش به جاي اينكه در برابر گريه هاي كودكي مظلوم ، انگشت تعجب و
حيرت به دهان بگيريم،
ذره اي عشق،
قطره اي مهرباني
و كمي محبت و عاطفه
در دستهايمان ميگذاشتيم و تقديمش ميكرديم. اي كـــــــاش همان تكه ناني را
داشتيم با هم تقديمش ميكرديم.
اي كـــــــــاش همان تكه ناني را كه داشتيم با هم قسمت ميكرديم. سهمي
از آن تو و سهمي براي من
اي كــــــــاش همديگر را دوست داشتيم و به جاي سالهاي دور از هم در برابر
لحظه اي جدايي تاب نمي آورديم .
اي كــــــاش زماني كه باران ميباريد، قطره هاي باران دلهـــــــاي مسدود شده
و غبار گرفتمان را جلا ميدادو به وسعت
آسمان آبـــــــــي آن را پاك و روشن.
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 2:32
سیمای حضرت
صورت حضرت:
در روايات در وصف چهره و صورت حضرت مهدى (ع) چنين آمده است: سيمايى چون ماه تابان دارد و چهره اش گرد و درخشان است. (1) پيشانى باز و نورانى، بينى كشيده و باريك دارد (2) چهره ای چون دينار گرد وگلگون است. (3) ديدگانش سرمه كشيده، محاسن مباركش پر مو و برگونه راست او خالى جذاب است. (4)
1. بحار الانوار ج50 ص 78 منتخب الاثرص 185.
2. كشف الغمه ج 3 ص 259 بحار الانوار ج 51 ص 80 و 90.
3. بحار الانوار ج 1 5 ص 77 الزام الناصب ص 139.
4. کشف الغمه ج 3 ص 260.

قد و قامت حضرت:
در وصف قد و قامت حضرت مهدى(ع) آمده است: راست قامت است، اما نه دراز قد. (1) قد مباركش مانند شاخه درخت بان كه سروقدان را به آن تشبيه مى كنند و يا چوب ريحان است. (2)
1. الزام الناصب ص 138.
2. روزگار رهایی ج1 ص169.

اندام حضرت(ع):
ابو بصير می گويد به امام صادق(ع) گفتم: از پدر شماشنيده ام که امام زمان(ع) سينه اى گشاده وكتف هايى باز و عريض دارد.
حضرت فرمود: ای ابا محمد پدرم زره پيامبر(ص) را پوشيد، ولى برايش بلند بود، به طورى كه بر زمين مى رسيد. من نيز آن را پوشيدم، ولى بر قامتم بلند بود، ولى آن زره بر قامت حضرت قائم(ع) چنان مناسب واندازه است كه بر بدن رسول خدا(ص) اندازه بود و قسمت پايين آن زره كوتاه است، به طورى كه هر بيننده گمان می كند، اطراف آن را گره زد ه اند. (1)
ريان بن صلت می گويد: به امام رضا (ع) عرض كردم: آيا شما صاحب امر هستيد؟
فرمود: من امام وصاحب امر هستم، ولى نه آن صاحب امرى كه زمين را از عدل وداد پر می كند. حضرت قائم كسى است كه وقتى ظهور می كند، در سن پیران است، ولى به نظر جوان مى آید. اندامى قوى وتنومند دارد به طورى كه اگر دست را به سوى بزرگترين درخت دراز كند، آن را از ريشه بيرون مى آورد و اگر ميان كوه ها فریاد برآورد، صخره ها را مى شكند واز جا كنده مى شود.(2)
پيامبر(ص) فرمود: او از فرزندان من است، اندامش چونان مردان بنى اسرائيل سخت وستبر است. (3)
در ديگر روايات آمده است: راست قامت است ولى نه دراز قد، چهار شانه است ولى نه كوتوله ،خلقت او معتدل است. شكمى چاق، ران هايى پرگوشت و اندامى متناسب دارد .(4)
1. بحار الانوار ج152 ص 319 ، اثبات الهداة ج 3 ص 440 و 520.
2. کمال الدین ج 2 ص 48، اعلام الوری ص 407 ، کشف الغمه ج 3 ص314.
3. ملاحم ابن طاووس ص 142.
4. روزگار رهایی ج 1 ص 121

ابروهاى حضرت:
در روايات در وصف ابروهاى حضرت مهدى (ع) چنين آمده است:
ابروهايش به طرف صورتش فرو هشته است. (1) ابروهايى كشيده دارد. (2) ابروانى به هم رسيده دارد. (3)
1. الزام الناصب ص 138.
2. همان ص 138.
3. همان ص 138.

پيشانى حضرت:
روايات ، نشانى حضرت مهدى (ع) را چنين توصيف كرده است:
پيشانى باز و درخشان.

چشمان حضرت:
در وصف چشمان حضرت آمده است:
ديدگانى مشكى و سرمه كشيده دارد. (1) و از شب زنده دارى فرو رفته است.(2)
1. كشف الغمه ج3 ص 260 و276 ، منتخب الاثر 166 ، بحار الانوار ج 52 ص 51.
2. الزام الناصب ص 3810.

رنگ چهره حضرت:
در روايات رنگ چهره حضرت مهدى (ع) چنين آمده است:
رنگش عربى گندم گون است . (1) هاله اى از نور او را احاطه كرده است. (2) صورتى نقره فام و چهره اى گلگون دارد. 1.منتخب الاثر ص 185بحار الانوار ج 50 ص78.
2. کشف الغمه ج 3 ص 259 و269 منتخب الاثر ص147. 
گونه حضرت:
در روايات آمده است كه برگونه راست حضرت قائم (ع) خالى جذاب وجود دارد .(1) مانند دانه مشك كه بر قطعه عنبر سائيده باشند. (2)
1. كشف الغمه ج 3 ص 260 ، منتخب الاثر ص166 ، ينابيع الموده ج 3 ص 35.
2. الزام النا صب ص 138 ، الامام المهدى ص337.

محاسن حضرت:
در روايات آمده است:
محاسن ريش(ع) مباركش پر مو و مشكى است (1)
1. كشف الغمه ج 3 ص260 و276، منتخب الاثر ص 166، بحارالانوار ج51 ص 36.

دندان حضرت:
در روايات درباره دندان هاى حضرت چنين آمده است:
دندان هايش چون شانه ظریف، منظم وجدا از هم است. (1) دندان هايى شفاف دارد. (2) دندان هاى ثنايايش براق و از هم جدا است .(3)
1. بحار الانوار ج 15 ص 77 ، کشف الغمه ج 3 ص 260 و 277.
2. غيبة نعمانى ص 141، منتخب الاثر ص 150.
3.منتخب الاثرص 165.

علامت پشت:
در پشت مبارك رسول خدا(ص) علامتى بودكه آن را ختم نبوت گويند.
حضرت مهدى (ع) نيز علامتى در پشت دارد مانند علامت پشت مبارك رسول خدا(ص) كه برخى از آن به ختم وصايت تعبير كرده اند. (1)
1. نجم الثاقب باب سوم.

شمايل حضرت:
صفات ومشخصات حضرت مهدى (ع) كه در احاديث وروايات آمده بسيار است .
مرحوم مجلسى دركتاب غیبت شيخ طوسى از امام باقر(ع) نقل مى كند كه امير المؤمنين (ع) در منبر فرمود: مردى از دودمان من، در آخر الزمان ظهور مى كند كه رنگش سفيد مايل به سرخى وشكمش عریض، ران هايش پهن، استخوان شانه هايش درشت و در پشت وى دو خال است: يكى به رنگ پوست بدنش و ديگرى شبيه خال پيامبر(ص) است .
دو نام دارد: يكى مخفى وديگرى ظاهر، نامى كه مخفى است احمد ونامى كه ظاهر است محمد مى باشد.(1)
روزى اميرالمؤمنين (ع) نگاهى به امام حسين (ع) كرد و فرمود: اين پسر من آقاست، چنان كه پيغمبر نيز او را آقا ناميد، خداوند از دودمان او مردى همنام پيغمبر(ص) به وجود آورد كه در خوى وسيرت مانند خود آن حضرت است. پيشانى اش باز، بينى اش كشيده، ميان برآمده، شكمش فربه، ران هايش پرگوشت ودر ران راستش خالى است وميان دندان هاى ثنايايش باز ست... .(2)
دركتاب فصول المهمَه آمده است: مهدى موعود جوانى متوسط القامه، نيكورو و خوش موى است موى سرش بر روى دوش هايش ريخته است. بينى اش باريك و پیشانى اش باز است...... (3)
از جمله خصايص حضرت آن است كه گذشت زمان باعث پيرى او نمى شود، لذا وقتى ظهور مى كند با آن كه سن مبارك اوسال ها از هزارگذشته، به صورت مردى چهل ساله ظاهر می شود. (4)
به هر حال اوصافى وخصوصياتى كه براى آن حضرت بيان شده، مشخصاتى است كه جز برآن شخصِ خاص امام دوازدهم، يگانه فرزند امام حسن عسكرى (ع) بر احدى قابل انطباق نيست، لذا بطلان دعاوى مدعيان مهدويت با توجه به اين نشانه ها آشكار است.
1. بحار الانوار ج 51 باب 4 حديث 4.
2. همان حديث 19.
3. سیماى آفتاب حبيب الله طاهری ص 55.
5. منتخب الاثرص 284.

شنوءة:
منطقه اى است دريمن كه قبيله ازد به آن ها منسوب است. مردان اين منطقه در زيبائى ضرب المثل هستند.(1)
رسول اكرم (ص) در حديثى سيماى درخشان حضرت مهدى (ع) را هنگام ظهور چنين توصيف مى فرمايد: گويى مردى است از شنوءة و بر دوش او دو عبا از قطوان است .(2)
1. روزگار رهایی ج 1 ص 122.
2. بحار الانوار ج52 ص 80 اختصاص مفيد ص 208.
منبع:از کتاب در گلستان دعا با باغبان
تهیه و تنظیم:هیئت عاشقان بقیه الله
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 2:40
۳۱۳ یار مهدی
آیا تعداد313 نفر از یاران امام زمان از زمان غیبت صغری تا زمان ظهور منتظر است یا فقط 313 نفر در عصر ظهور را شامل می شود؟
ابتدا باید دانست 313 نفر اولین افرادی اند که در آغاز و طلیعه ظهور به حضرت مهدی (عج) می پیوندند. از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام روایت شده که یاران مهدی در آخرالزمان 313 مرد هستند به تعداد یاران بدر، در ساعت واحدی گرد می آیند و به یاری امام مهدی (عج) می پردازند. در روایاتی نحوه گرد آمدن آنان بیان شده که برخی از آنان شبانه از خوابگاه خود مفقود و بامدادان در مکه حاضر می شوند و برخی از آنان روزانه بر ابرها حرکت می کنند و ...
به مکه می آیند.
پس معلوم می شود عده ای از آنان از افرادی اند که در همان دوران ظهور خواهند زیست. ولی از سیاق برخی احادیث استفاده می شود برخی از مردگان (مانند برخی یاران پیامبر و امیرمؤمنان) رجعت می کنند و از313 نفر هستند. مانند: سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبدالله انصاری و ... . البته درباره اصحاب کهف تصریح شده که آنان از 313 نفر یاران ویژه امام مهدی (عج) می باشند .پس چنین نیست که یاران امام عصر افرادی می باشند که از جهت زمانی، حداکثر از زمان غیبت صغری تا زمان ظهور به دنیا آمده باشند، بلکه پیش از آن نیز از کسانی که در عصر پیامبر اکرم (ص) می زیسته اند و حتی برخی از پیامبران مانند حضرت مسیح علیه السلام به تصریح روایات از یاران امام مهدی(عج) خواهند بود.

اتّحاد و برادرى ياران
از ويژگيهاى آنان، اين است كه انديشه هايشان متحدّ و يگانه، ديدگاهشان همانند، دلهايشان به هم پيوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و انديشه و گفتار آنان خواهى ديد و نه در رفتارشان و همگى يك دل و يك قطب و يك زبان هستند.
از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصف ايشان آمده است:
«كأنّما ربّاهم ابٌ واحد وأُمٌّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة والنصيحة»
گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است.

شعبان سال 255 هجری قمری، حضرت مهدی پا به عرصه وجود نهاد تا در پس شبهای طولانی انتظار و با ظهوری با شکوه، اسلام و قرآن را احیاء کند
یکى از رسالتهاى مهم "مهدى موعود" احیاى قرآن و زنده کردن تعالیم اسلام است، زیرا مىدانیم آن حضرت هنگامى ظهور خواهد کرد که از قرآن جز اثرى و از اسلام جز اسمى باقى نماند.
البته حقایق دینى و اصول کلى که دین ذکر کرده مردنى نیست و هرگز نمىمیرد. چیزى در اجتماع قابل مردن و یا منسوخ شدن است که یک اصل بهترى جاى آن را بگیرد. پس این که در روایات وارد شده « قرآن یا سنت مىمیرد باید کسى یا کسانى باشند که آن را زنده کنند»، به چه معنى است؟
حضرت على در نهج البلاغه از دوستان و یاران با وفاى خویش چون عمار و ابن تیهان و ذوالشهادتین به این صفت یاد کرده است که آنها دین را زنده کردند.
واحیواالسنة و اماتواالبدعة» ؛ آنها سنت پیامبر را زنده کردند و بدعت را کشتند.
و درباره امام زمان با این تعبیر فرموده است که: « و یحیى میتالکتاب والسنة»؛ قرآن و سنت مرده را زنده مىکند.

منبع:از کتاب ظهور حضرت مهدی(ع)
نوشته ی سید الله هاشمی شهیدی
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 2:48
علائم ظهور
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود:
هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته .
و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.

سخنانی در رابطه با امام زمان
« بالا تربن اعمال امت من انتظار فرج است.»

آنگاه که روز قیامت برانگیخته شود از گناهکاران امت پیامبر اسلام شفاعت خواهم کرد.
امام زمان(عج)

حضرت امام حسن عسكرى ـ عليه السلام ـ مى فرمايد: پس از من، فرزندم، قائم (و صاحب امر دين و امامت) است. و او است كه مانند پيامبران، عمرى دراز خواهد داشت، و غايب خواهد شد. در غيبت طولانى او دلهايى تيره گردد.
فقط كسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند، كه دل آنان به فروغ ايزدى رخشان باشد، و روح خدائى به آنان مدد رساند.

امام علي (ع):
به درستي كه خداوند ذكر و پاداش را صيقل روحها قرار داد، تا گوشهاي سنگين با ياد خدا شنوا و چشمهاي بسته با ياد او بينا شود.

امام علي (ع):
اصحاب مهدي (عج) جوانان هستند، بزرگسال در ميان آنها نيست مگر چون سرمه چشم و نمك در غذا.

امام باقر عليه السلام مي فرمايد :
غيبت قائم ما انقدر به طول مي انجامد تا مردم كاملا ازمايش شوند؛ و الودگي بر طرف گردد؛ و پاكي با قي بماند.

امام صادق عليه السلام فرمودند :
قائم موعود بسوي شما بازگشت نمي كند ؛ مگر بعد از انكه مردم ( بواسطه طول غيبت ) از امدن او مايوس گردند نه بخدا نمي ايد ؛ مگر موقعي كه پاك و خا لص شويد نه بخدا نمي ايد ؛ مگر بعد از ان افراد شقي و سعادتمند شنا خته شوند.

حضرت امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:
«به محض قيام مهدي (عليه السلام)، رحمت ها و برکت هاي الهي، پرواپيشگاني را که خردشان در پي آن انقلاب آسماني کمال مي يابد، فرا مي گيرد.»

امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: «هنگام قيام مهدي (عليه السلام)، توان بينايي و شنوايي شيعيان، به اعطاي الهي، چنان افزايش خواهد يافت که ايشان قادر خواهند گشت آن حضرت را آشکارا ببينند و صداي او را به وضوح بشنوند.»
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 2:47
خداوندا ببخش
گر گناهي کردم و دارم، خداوندا، ببخش
چون گنه را عذر ميآرم، خداوندا، ببخش
پاي خجلت را روايي نيست بر درگاه تو
دست حاجت پيش ميدارم، خداوندا، ببخش
گر گناهم سخت بسيارست رحمت نيز هست
بر گناه سخت بسيارم، خداوندا، ببخش
چون پذيرفتار بدرفتار نادانان تويي
بر من نادان و رفتارم، خداوندا، ببخش
مايهداران نقد روز رفته بازآرند و من
بي زر اين شهر و بازارم، خداوندا، ببخش
بخششت عامست و ميبخشي سزاي هر کسي
گر به بخشايش سزاوارم، خداوندا، ببخش
نااميدي بردم از ياران، که مياندوختم
روز نوميدي تويي يارم، خداوندا، ببخش
گفتهاي: بر زاري افتادگان بخشش کنم
اينک آن افتادهي زارم، خداوندا، ببخش
ای فروغ هدایت ،بتاب
ای خورشید جانها ،برآی
ای روشنگر هستی بیفروز
ای راز بزرگ تجلی،چهره بنمای
ای کعبه مقصود، نمایان شو
ای قبله موعود ، عیان گرد
ای مشعل علم ،روشنی بخش
ای مربی عقل ،آگاهی ده
ای حامل قرآن،بیا
ای صاحب شمشیر ،بخیز
ای امید رهائی، بشتاب
ای پناه همگان ، فرا رس
ای ذخیره الاهی ،به در آی
ای عصمت نا متناهی ،بخروش
ای شفای دردها ،بهبودی بخش
ای نجات جانها ، حیات آفرین
ای سرعظیم ،بخوان ای اسم اعظم،بدم ای کشتی نجات،بسوی ما آی

برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:15
آثار شگفت انگیز دعا برای ظهور آقا
یکی از عالی ترین کتاب هایی که برکات و آثار دعا برای تعجیل فرج و تکالیف شیعیان و محبان امام
عصر(ع) را در عصر غیب آن بزرگوار در مجموعه ای ارزنده و بی نظیر گرد آورده است، کتاب شریف مکیال المکارم فی الفوائد الدعاء للقائم (ع) است.
این کتاب به امر مبارک امام زمان (ع) تالیف شده و حتی نام آن نیز به انتخاب خود آن حضرت است.
در جلد اول این کتاب مولف محترم با استفاده از آیات و روایات، برای دعا جهت تعجیل فرج امام زمان(ع) 102 فایده و اثر برشمرده که به برخی از آنها اشاره میشود: ـ باعث آمرزش گناهان و تبدیل سیئات به حسنات است.
ـ تعظیم و اجابت دعوت خداوند متعال و رسول الله (ص) است.
ـ در حکم یاری خداوند متعال است.
ـ باعث زیاد شدن نور ولایت امام زمان (ع) در دل است.
ـ ایمنی از عذاب و عقوبت آخرت را موجب می شود.
ـ ثواب خون خواهی حضرت سید الشهدا (ع) را دارد.
ـ موجب خراش بر چهره ابلیس پلید ابلیس است.
ـ مایه ی طول عمر می شود.
ـ ثواب شهادت در رکاب حضرت پیامبر(ص) و زیر پرچم حضرت مهدی (ع) را دارد.
ـ دعا کننده را به ثواب طلب علم نائل می کند.
ـ فرشتگان در مجلسی که برای تعجیل فرج دعا شود حاضر می شوند.
ـ غم های دعا کننده را در دنیا و آخرت از بین می برد.
و....


درباره امام زمان بیشتر بدانید:
محل ظهور: مكّه معظّمه
محل بيعت (تعهّد مردم در پيروى از امام): مسجدالحرام، ميان ركن و مقام
نشانى: فرشتهاى از بالاى سر او فرياد میزند: اين مهدى است، او را پيروى كنيد.
يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او، عصاى موسى در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.
ياران: سيصد و سيزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع)، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.
روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).
شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.
مركز حكومت: مسجد كوفه، مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع).
چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى چنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت.
مدت زمامدارى: روايات كه اكثراً مربوط به اهل تسنّن است در اين باره باختلاف سخن گفته، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.
وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.
بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بی نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:15
ای شهسوار پرنیان پوش
می آیی مثل نسیم!
با یک سبد ستاره و گل،چشمان تو سلام بهار است.در ژرفای بی کران تو دریا ،با واژه،واژه تو را تکرار می کند و آفتاب جویباری،دست های تو را.
تو طراوت بهاری و جلوه تمامیت عشقی.
از آن سوی دریاها،از امتداد روشن فرداها می آیی و حجم تنهایی زمین را پر از اقاقی و اطلسی می کنی.
تو باغچه ی دلم را از عشق و عاطفه سرشار می کنی و مرا با آفتاب پیوند می دهی.
ای آسمانی ترین ترانه ی عشق،ای روح مهربان،هنوز جاده های دلواپسی،عطر عبور تو را می جویند.
ای نور دو چشمان نبی،همیشه در دل ما جای داری.از دیدگانمان غایب و غایب اوصاف الهی هستی.بیا و آرام دل منتظرانت باش.چون امید همه ی مردم محروم هستی تا شمشیر عدالت رو از نیام بکشی و رخ زیبایت رو نمایان کنی.
ای شهسوار پرنیان پوش با تمام تنهایی ام،با تمام دلواپسی ام تو را می خوانم.ای بشارت رهایی بیا و دست های خالی من و منتظرانت رو از شکوفه های گل محمدی پر کن.
ای زلال تر از باران،بر ما ببار و جان های تشنه ی ما را با حضور سبزت سیراب کن.به امید روز آمدنت با اشک دیدگانمان به انتظار شیرین و نفس گرم می نشینیم.
منبع:مجله ی خانواده ی سبز شماره ی 171

برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:15
با این که کتب عهد عتیق که شامل سی و نه کتاب می باشند به شدت مورد تحریف واقع شده اند ولی هنوز به صراحت می توان مژده آمدن پیامبر خاتم و امامان بعد از او را در این کتب مشاهده نمود :
در کتاب سفر پیدایش که اولین کتاب از کتاب های عهد عتیق می باشد خداوند خطاب به ابراهیم می فرمایید :(( اما در مورداسماعيل نيز تقاضای تو را اجابت نمودم و او را برکت خواهم داد و نسل او را چنان زياد خواهم کرد که قوم بزرگی از او به وجود آيدو دوازده امير از ميان فرزندان او برخواهند خاست. )) که منظور از دوازده امیر دوازده امام بعد از پیامبر (ص) می باشد.
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:08
بیشتر فلاسفه پوزیتویست به ویژه مارکسیستها در سده نوزدهم و بیستم، درباره سنتها و مرحله های تاریخ به بحث پرداخته اند. بهترین دستاوردی که مارکسیسم، به اندیشه بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی1 و کوشش برای کشف سنتها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت شناخت قوانین آن برای پیش بینی مسیر حرکت تاریخ و پیامدهای آن بود. مارکسیسم درباره شناخت سنتهای تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تأثیر فعالیتهای مثبت در رویکرد مرحله تاریخی که انتظار آن می رود، نیز کاوش می کند.
اما مارکسیسم با انکار وجود خدای متعال و تحریف دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پیامد آن، عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شناخت سنتهایی است که مقطع کنونی و گذار را به مرحله آینده انتقال می دهد و در پایان محتومی نگه می دارد.
برچسب: ظهور ,نشانه های ظهور , نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 18:10
سلام به همه منتظران امام عصر حضرت مهدی (عج) ، پست امروز 6 حدیث از پیشوایان دین است که امیدوارم با عمل به گفته های آنها راه رسیدن به خدا را بپیماییم.
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
(بحارالانوار،ج78،ص 347)
خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج 7، ص225)
امام رضا علیه السلام فرمودند:
یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.
هیچ بنده اى حقیقت ایمانش را کامل نمى کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبتها و بلاها.
(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )
لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)
لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
(تحف العقول، ص448)
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 1:04

این درد را به کجا برم
اى حبیب همه جانهاى پاک
اى حبیب هر سنگ و درخت
من، من که باید مدام به انتظار تو باشم.
من که باید چشمانم همیشه اشک آلود نیامدنت باشد.
من که باید بغض بزرگى همواره راه نفسم را بگیرد.
آسوده و بىخیال
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 1:00
پرهيزگاري و پيشوايي پرهيزگاران:
بزرگ ترين افتخار براي عالمان شيعه اين است كه عهده دار نقش وراثت از امام زمان (ع) مي شوند؛
يعني ايشان در زمان غيبت، وظيفه اي را انجام مي دهند كه اگر مولايشان حضور مي داشت، آن را
انجام مي داد؛ البته در شعاعي كوتاه و ظرفي محدود، كار، همان كار، يعني روشنگري و هدايت خلق
خدا است.
در دوران غيبت، دو وظيفه و تكليف براي ما ضرورت دارد: يكي اين كه خودمان را از آلودگي گناهان و
غفلت ها پاك كنيم و لحظه به لحظه به خدا نزديك تر سازيم، و ديگر آن كه دست ديگران را نيز بگيريم
و اطراف خويش را نورافشاني كنيم.
در واقع بايد نقش امام (عليه السلام) را در شعاعي كوچك و محدود ايفا كنيم. باري، عالمي كه
در مكتب اهل بيت (عليهم السلام) تربيت شده باشد مي تواند يك مرتبه از ولايت و امامت را چه
در عرصه تكوين و چه در تشريع عهده دار شود.
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 18:12
انبیا و اولیای الهی در طول حیات بشری برای هدایت انسان ها آمده اند و در این راه نیز سختی های
بی شماری را تحمل کرده اند. حضرت مهدی(عج) تنها بازمانده از انبیا و اولیا علیهم السلام است و
هر آنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بوده اند و هر آنچه در اختیار آنان بوده، همگی در
حال حاضر در اختیار آن حضرت می باشد. تمام صفات انبیا و مکارم ائمه علیهم السلام در وجود
امام مهدی(عج) جمع است و از آن حضرت بروز می کند. بر این اساس، شباهت هایی بین آن حضرت
و پیامبران و اولیا الهی وجود دارد که در کتاب های معتبر حدیثی از آن یاد شده است.
شباهت به آدم علیه السلام
خداوند آدم علیه السلام را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت؛ حضرت مهدی
(عج) را نیز وارث زمین خواهد ساخت و خلیفه خود در زمین خواهد نمود. آدم علیه السلام زمین
را با عبادت خدا زنده کرد پس از آنکه با کفر و طغیان جنیان مرده بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز زمین
را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدود الهی زنده خواهد کرد، در حالی که با کفر و معصیت
اهل زمین مرده است. آدم علیه السلام از گروه بسیار گریه کننده (بُکّائین) بود و در فراق بهشت
بسیار گریست؛ حضرت مهدی(عج) نیز چنانکه در زیارت ناحیه مقدسه آمده، بر مصیبت امام حسین
علیه السلام بسیار گریسته و می گرید. خداوند تمام اسماء را به آدم علیه السلام آموخت؛ به
حضرت مهدی(عج) افزون بر آنچه به آدم علیه السلام آموخت، مطالب دیگری که به پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله و اوصیای آن حضرت داده شده را می آموزد.
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 18:14
یکی از باورهای شیعه امامیه که به غلط مورد اعتراض دیگر فرقه ها قرارمی گیرد، بداء است؛ زیرا
تصوّرمی شود، مقصود از آن (ظهور بعد الخفاء) است، در حالی که شیعه بداء را به معنی (ابداء)
می داند؛ نه آشکار شدن امری بر خداوند.
۱)به این معنا که خداوند مقصود حقیقی خود را آشکار می كند؛ ولی مردم تصوّر دیگری دارند،
مانند تغییر قبله، ذبح اسماعیل(ع) و رفع عذاب از قوم یونس(ع)که خداوندمتعال ابتدا از موضوع تغییر
قبله، امتحانی بودن ذبح و رفع عذاب به دلیل توبه قوم یونس(ع) را خبر نداد؛بلکه به جهت برخی
مصلحت ها، پس از مدّتی حقیقت را آشکار کرد. بنابراین (بداء) نزد غیر شیعه نیزمورد قبول است
وسوء استفاده برخی غلات از آن، باعث شده است که شیعه نیز متّهم شود.
۲) بر اساس برخی روایت ها، در موضوع علائم ظهور نیز احتمال بداء وجود دارد. کلینی در باب
«البداء»از امام صادق(ع) نقل می کند:

برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:36

جایی نداشتیم اگر این روضه ها نبود
عشقی نبود اگر غم کرب و بلا نبود
از دستمال اشک تو خونابه میچکد
آقا مگر به زخم دو چشمت دوا نبود ؟
من را کسی به قدر دو گندم نمیخرید
این چشم اگر به خیمه تان آشنا نبود
بر ما ز آبروی خودت خرج کرده ای
ای وای اگر که لطف نگاه شما نبود
از ما مگیر یک نفس این یا حسین را
آقا حسین گفتن ما دست ما نبود
ما با لباس نوکری اش زنده مانده ایم
عمری نبود اگر غم ارباب ما نبود
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:37

بی تردید از ابتدای خلقت بشر تا سرانجام تاریخ بشریت دو طایفه حق و باطل با یکدیگر ارتباط
تنگاتنگی دارند حق مداران گذشته همواره بستر سازان حق گرایان آینده اند و حق گرایان آینده
تداوم بخشان راه حق پرستان گذشته . بر همین اساس است سرنوشت در افتادگان از مسیر صراط
مستقیم . بنابراین پیروان حقیقت همواره با یکدیگر در ارتباطند . در این میان ارتباط حجت های به
حق الهی در تداوم بخشی به حفظ مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق تر و محکم تر
است ; چرا که هر نبی و ولی الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر می برد، راه انبیا
و اولیای الهی پیش از خود را تداوم می بخشد . به عبارت دیگر، همه انبیا و اولیای الهی چراغ های
نورانی هدایتند . با این تفاوت که هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی
می پردازند . در فرهنگ اسلامی، ائمه اطهار علیهما السلام به عنوان جانشینان پیامبر اسلام
صلی الله علیه وآله جملگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال می کنند . وجود هر یک از آنان،
همانند یک مشعل روشن و یا علم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان
می دهد و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز می دارد . با این همه، ارتباط و پیوستگی
بعضی از آنان با هم یکدیگر از ویژگی و خصوصیت ممتازی برخوردار است که نگاهی اجمالی این
مهم بدست می آید . بی تردید ارتباط میان امام حسین (ع) با آخرین حجت الهی خود حضرت بقیة
الله بسیار بارز و در خور تعمق است ; چرا که بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجت الهی به
خوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیت احکام و ارزش های الهی در سراسر عالم مشخص
می کند . این مقال در صدد بیان برخی پیوستگی های سید الشهدا با موعود بزرگ جهانی حضرت
مهدی (عج) است .
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:37
شاید آن روز که سهراب نوشت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید این طور نوشت :
چه شقایق باشد چه گل پیچک و یاس . جای یک گل خالیست
تا نیاید مهدی ( عج ) زندگی دشوار است...
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:11

مولای من!
هنوز هم چشم های همیشه منتظرم در خیابان های سوخته آسمان به دنبال نشانه ای از تو
می گردند.
نه پرنده ای آواز می خواند نه صدایی از فرشته ای بگوش می رسد. تنهاترین صدا طنین ضربان قلب
من است که با هر ضربه ای که می نوازد عقربه های لعنتی را به جلو می فرستد.
و لحظه های بی تو بودن چقدر کُند می گذرند...
مولا جان!
آری! تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدکی را آزاد خواهی کرد.
تو می آیی و روی هر درخت پر شکوه لانه ای از امید برای کبوتران غریب خواهی ساخت. صدای تو،
بغض فضا را می شکافد. فضای مه آلودی که قلب چکاوکها را از هر شاخه درختش آویزان کرده اند.
تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:
به نام خدای امیدها"!
سیاه روتر از آنم که جرات کنم به سپیدارها نزدیک شوم،
بی مایه تر از آنم که داراییم کفاف خریدن یک شاخه لبخند را برای لبانت بدهد.
دلم هر جایی تر از آن است که بتواند شبی، ساعتی یا حتی به قدر چند جمله ای با تو خلوت کند.
اما شکسته تر از آنم که به انکسارم رحم نکنی، و تکیده تر از آنم که راضی بشوی استخوان هایم زیر
بار بی اعتنایی ات خرد شود، و دست خالی تر از آن که دست رد به سینه ام بزنی!
چه آرزوهایی برایم در سر داشتی و به بارور شدنم چه امیدها که نبسته بودی! چه خاطره هایی
شیرین داشتم از هم صحبتی با تو و چه جام هایی از نور ناب نوشیده بودم از کلامت!
چرا عقب افتادم از قافله ات؟ چرا جا ماندم از کاروانت؟ چه شد که تا به خود جنبیدم، وسط صحرا،
زمین گیر خفت خود شدم و دیگر از تو حتی سوسویی هم پیدا نبود؟
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:11

در میان فاصله ها
در میان کوجه های بی درخت
در میان سبزه زار زرد
در میان کوه های یخ زده
در میان آبهای بی صدا
در میان آسمان تاریک
در میان چشمه های خالی
در میان قاب آینه ها
هر لحظه به خود می نگرم
هر لحظه به خود فکر می کنم
سرد
خالی
غمناک
که تو که هستی...
که به دنبال تو ام
که دگر از غم خود
مانده و غافل شده ام
به دنبال که هستم؟
به دنبال که هستم؟
به دنبال که هستم؟
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1391 ساعت: 1:12
یکى از اعمالى که سیدبن طاووس به آن اهمیت مىداد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان
(عج) بوده است، چنانچه به فرزند خود سفارش می کند: ابتدا براى آن حضرت صدقه ده، قبل از اینکه
براى خود و عزیزانت صدقه بدهى در ماه صفر بزرگ ترین مصیبت وارده به امت اسلامی یعنی رحلت
پیامبر اعظم(ص) رخ داده است؛ از این رو این ماه را ماه مصیبت و عزا می خوانند و شیعیان در این
بسیار محزون هستند.
عده ای نیز همین موضوع را دال بر منحوس بودن ماه صفر می دانند. همچنین در چرایی نحوست ماه
صفر دلایل دیگری نظیر شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در این ماه را ذکر می کنند. ضمن این
که ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، نیز آغاز جنگ صفین در نخستین
روز صفر بوده است.
از این رو ، تأکید بسیاری بر صدقه دادن برای دفع بلاها و رفع نحوست ماه صفر شده است.
با توجه به این که در نخستین جمعه ماه صفر قرار داریم و جمعه ها نیز متعلق به حضرت صاحب الزمان
(عج) است، آداب صدقه دادن برای سلامتی آن حضرت را با استناد به کتاب «امام زمان و سید بن
طاووس» به قلم سید جعفر رفیعى بررسی می کنیم.
اهمیت این موضوع از زبان سید بن طاووس (متوفی ۶۶۴ ه.ق) در این است که این عالم ربانی در
زمان غیبت کبری با حجت بن الحسن(ع) دیدار داشته است.
یکى از اعمالى که سید بن طاووس، رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مىداده، صدقه براى حفظ
وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یکى از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن استبه
آنچه میسر استبراى حفظ وجود مبارک امام زمان(عج).
به طور کلى صدقه آثارى دارد یکى اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن است که با انجام آن
نشان مىدهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان
رفع مىگردد و رفاه عمومى به وجود مىآیدچنان که قرآن کریم در آیه ۱۰۳ سوره توبه مىفرماید:
«خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَکِیهِم بها» اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت کن تا
بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازى.
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1391 ساعت: 20:50

از جمله نعمت های باطنی و ارزشمند که خداوند به ما ارزانی داشته و ما آن گونه که شایسته
است قدر آن را نمیدانیم نعمت وجود امام زمان(ع)است ایشان متعلق به گروه یا فرقه خاصی
نیست اومتعلق به همه است او واسطه رحمت و فیض الهی است هر کس هر چه دارد به برکت
وجود اوست اما اکثر مردم او را نمیشناسند و با وی ارتباط ندارند.
یکی از دلایل این معضل بزرگ این است که مردم آن طور که باید امام را نمی شناسند معنای نگه
داشتن حرمت حضرت مهدی(عج)را نمی دانند و برای ایشان ارج و بهایی قائل نیستند.
اگر ما نسبت به حضرت مهدی(ع)شناخت داشته باشیم و ایشان را حاضر و ناظر بر اعمال خود
ببینیم کاری را که ایشان دوست ندارند و نمی پسندند هرگز انجام ندهیم در نقطه ی مقابل کسانی
که ازاین شناخت محروم هستند به جاهلیت درون خود رجوع کرده و مرتکب گناهان بسیاری
میشوند.
کسی بمیرد در حالی که امام زمان خود را نمی شناسند به مرگ جاهلیت مرده است.دلیل دیگر
کردار ناپسندانه ما در محضر خدا و امام زمان(ع)غفلت است ما خدا و امام زمان(ع)را می شناسیم
و حضور او را حس می کنیم معرفت امام در دست ماست و دوست هم نداریم از او دور باشیم اما
دست به کارهایی میزنیم که موجب میشود خداوند و اهل بیت(ع)از ما متنفر گردد این به غفلت ما
باز می گردد باید برای زدودن گرد و غبار غفلت از خانه دل خود چاره ای بیندیشیم.
راه های ارتباط با امام زمان(ع)
سوالی که هم اکنون در مقام پاسخ گویی به آن هستیم این است که برای بهره مندی از نعمت های
باطنی به ویژه نعمت وجود مبارک امام عصر(ع)چه باید بکنیم نکته قابل توجه این است که جوان ها
بهتر می توانند این راه را طی نموده و با حضرت ارتباط بر قرار کنند چرا که گناهانشان کمتر و دلشان
پاکتر است اگر هم این دو گناه مرتکب شده باشند موفق به استغفار میشوند.
1- به یاد آن حضرت بودن
ما باید همواره به یاد آن حضرت باشیم و او را فراموش نکنیم تا ایشان هم از ما یاد کنند.در (قرآن)
آمده است:
(پس یادم کنید تا یادتان کنم)...
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1391 ساعت: 20:52
آه مي کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , اي کرامت بهار
در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کارواني از شهيد , کارواني از بهار
اي بهار مهربان , در مسير کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار
بر سرم نمي کشي , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله هاي داغ دار
دسته دسته گم شدند , مهره هاي بي نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل هاي روزه دار
مي رسد بهار و من , بي شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار !
علیرضا قروه
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:41
مهدى يكى از سروران بهشت
انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:
نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسين
و المهدى .
ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم ، من و برادرم على و عمويم حمزه و جعفر و حسن و
حسين و مهدى .
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:49
اگر قلب امام از تو رنجيد، قلب امام زمان«عج» از تو مى رنجد، و قلب امام زمان«عج» كه برنجد،
خداوند قهرش مى آيد.
شهید پرويز محمدى
*******************************
اى ملت مبارز و مسلمان! دعاى فرج را زياد بخوانيد، زيرا كه امام زمان(عج) خودش فرموده اين
دعا رابسيار دوست دارم.
شهيد مجتبى عالم كار
*******************************
اى كسانى كه «يابن الحسن» و «يابن الزهرا» مى گوييد و عاشق مهدى هستيد! مهدى(عج) در
بيابان هاى خونرنگ خوزستان كه در هر وجبش، گلى پرپر شده. مهدى(عج) در ميان چادرهاى
رزمندگان است، مهدى(عج) پيشاپيش سربازانش است.
شهيد مجيد محمدزاده
*************************
ما، در دوران غيبت امام دوازدهم مهدى (عج) تعالى فرجه زندگى مى كنيم و خود را آماده ى
ظهور امام مى كنيم. دشمن نمى خواهد اين را ببيند و حمله ور شده است بر حكومت اسلامى
ما و مى خواهد اين غنچه ى تازه سر برآورده را نابود كند كه نخواهد توانست تا وقتى كه رهروان
راه حسين (ع) در اين صحنه ى پيكار هستند، ضربه اى به اين انقلاب بزند. اين انقلاب،
زمينه ساز حكومت امام زمان(عج) است.
شهيد محمد اسماعيل پاسدار
*************************
به اميد روزى هستم كه امام عصر(عج)... ظهور كند و جهان را از ظلم و بيدادگرى، رهايى بخشد.
شهيد جليل محدثى فر
*************************
اكنون كه فجرى دوباه بردميده است ... برماست که از اين انقلاب الهى و اسلامى خويش،
به خوبى محافظت كرده و آن را به انقلاب جهانى مهدى(عج) متصل بگردانيم.
شهيد رجب حبيبىدرح
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1391 ساعت: 19:55
از امام جعفر صادق(ع)، وارد گرديده: اول كسى كه به دنيا برمىگردد؛ حضرت امام حسين(ع)، و اصحاب او و يزيد و اصحاب او خواهند بود. پس همه ايشان را بكشد مثل آنكه ايشان كشتهاند چنانچه حق تعالى فرموده است: ثم رددنا لكم...«6 و باز در روايت ديگرى امام صادق(ع)، در تأويل همين آيه فرمايد: »... ثم رددنا لكم الكره عليهم« اشاره است به خروج امام حسين(ع)، با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گويند كه اين حسين است كه بيرون آمده است تا مؤمنان شك در او نكنند و بدانند كه دجال و شيطان نيست و حضرت قائم در آن وقت در ميان ايشان باشد...«7.
»رجعت« را كه عبارت است از »بازگشت گروهى از مؤمنان خالص« و »طاغيان و كفار بسيار شرور« بعد از ظهور حضرت مهدى(ع) و »در آستانه رستاخيز«1 بايد از جمله امورى دانست كه اعتقاد بدان خاصه پيروان مكتب تشيع است. و از جانب امامان بزرگوار شيعه(ع)، تأكيدات فراوانى بر اعتقاد بدان وارد گرديده است؛ تا بدانجا كه در حديثى از امام جعفر صادق(ع)، عدم ايمان به آن، همسنگ و هموزن انكار ايشان قرار داده شده و كسانى را كه بدين موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دايره »امامت و ولايت« معرفى فرمودهاند:
»از ما نيست كسى كه ايمان به رجعت نداشته باشد...«2
بايد دانست؛ امر رجعت اگر چه در ابتدا براى ما آدميان - كه محصور در حصار ماديات هستيم - شگفتآور و عجيب به نظر مىرسد، و به همين دليل گاهى در اين امر شك و ترديد مىنماييم و حتى زمانى هم پا را فراتر نهاده و به انكار آن مىپردازيم!! ولى اگر عقل معادانديش را كه با حجابهاى هوى و هوس پوشيده نشده باشد به كار گيريم و در اين امر كمى انديشه كنيم؛ خواهيم ديد كه بنا به چندين و چند دليل عقلانى، وقوع رجعت، جاى هيچگونه استبعاد و شگفتى ندارد و نيز اگر در آيات قرآن كريم، غور و بررسى نماييم؛ بدين نكته پى مىبريم كه در اين كتاب آسمانى، دهها آيه وجود دارد كه هر يك به نوعى اثبات كننده موضوع رجعت مىباشند و نه تنها آيات قرآن كريم كه احاديث و روايات بسيارى را در كتب معتبر حديثى مىتوان مشاهده كرد كه بروقوع رجعت تأكيد دارند.
و اما همانطور كه از تعريف رجعت كه در صدر اين نوشتار ذكر شد، برمىآيد، رجعت يعنى اعتقاد به بازگشت »مؤمنان خالص« و »كفار و ظالمان خالص«، آنانكه در طول حيات دنيوى خود جزو رهبران و سردمداران ايمان و كفر محسوب مىشدهاند، و بدين ترتيب در مىيابيم كه امر رجعت تنها شامل عدهاى از انسانها مىشود و نه همه آنها! همانطور كه در حديثى از امام جعفر صادق(ع)، مىخوانيم كه فرمود:
»رجعت عمومى نيست بلكه جنبه خصوصى دارد؛ تنها گروهى بازگشت مىكنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.«3
و مطابق اين حديث شريف از جمله كسانى كه در هنگامه رجعت به اين عالم برمىگردند كسانى هستند كه در ايمان، خالص و ناب بودهاند و به تعبير رساتر، امام مؤمنان و مولاى صالحان و مقتداى پرهيزگاران گرديدهاند، كه يكى از آنها سالار شهيدان و سرور آزادگان حضرت ابا عبداللَّهالحسين(ع)، است، كه در برخى از آيات قرآن كريم و نيز تعداد كثيرى از روايات و احاديث به رجعت آن حضرت تصريح گرديده است و آن را امرى حتمىالوقوع دانستهاند، كه ذيلاً به دو نمونه از آيات قرآن كريم و تعدادى از روايات اسلامى كه در خصوص رجعت آن حضرت وارد شده است اشاره مىنماييم:
الف) رجعت امام حسين(ع) در قرآن كريم:
همانطور كه قبلاً گفتيم در قرآن كريم پيرامون مسئله رجعت و نيز رجعت حسين بن على(ع)، آيات فراوانى وجود دارد تا بدانجا كه گفتهاند: »در قرآن 18 آيه صريح در باب رجعت هست«4 و از جمله اين آيات، آيات ششم و هفتم از سوره مباركه نازعات مىباشد: »در آن روز كه زلزلههاى وحشتناك همه چيز را به لرزه درمىآورند و به دنبال آن حادثه دومين رخ مىدهد.«
اين دو آيه شريفه اشاراتى دارند به حوادثى كه قبل از وقوع قيامت و رستاخيز روى مىدهند كه از جمله آنها زلزلهاى وحشتناك است كه همه چيز را درهم ريخته و نظام جهان را دگرگون مىسازد.
»حضرت امام جعفر صادق(ع)، در (تأويل) اين آيه شريفه فرمودهاند:
»لرزاننده حسين بن على(ع)، و حادثه دومين، على بن ابيطالب(ع)، است. نخستين فردى كه (در رجعت) قبر او شكافته شده (و از آن بيرون مىآيد) و خاك را از سر مىزدايد، حسين بن على(ع) است.«5
و نيز در اين زمينه بايد به آيه 6 از سوره مباركه اسراء اشاره كرد، كه خداوند عزيز در اين آيه مىفرمايد:
»آنگاه شما را روبهروى آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهيم و به مال و فرزندان نيرومند، مدد بخشيم و عده جنگجويان شما را بسيار گردانيم.«
اين آيه شريفه نيز طبق روايتى كه از امام جعفر صادق(ع)، وارد گرديده، به موضوع رجعت امام حسين(ع)، اشاره دارد، چرا كه آن حضرت فرمود: اول كسى كه به دنيا برمىگردد؛ حضرت امام حسين(ع)، و اصحاب او و يزيد و اصحاب او خواهند بود. پس همه ايشان را بكشد مثل آنكه ايشان كشتهاند چنانچه حق تعالى فرموده است: ثم رددنا لكم...«6 و باز در روايت ديگرى امام صادق(ع)، در تأويل همين آيه فرمايد: »... ثم رددنا لكم الكره عليهم« اشاره است به خروج امام حسين(ع)، با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گويند كه اين حسين است كه بيرون آمده است تا مؤمنان شك در او نكنند و بدانند كه دجال و شيطان نيست و حضرت قائم در آن وقت در ميان ايشان باشد...«7.
با توجه به دو آيه فوقالذكر اين نكته به دست مىآيد كه امر رجعت و نيز رجعت امام حسين(ع)، از نظر اين كتاب آسمانى امرى شدنى خواهد بود و به همين دليل جاى شگفتى در آن وجود ندارد.
ب) رجعت امام حسين(ع)، در روايات:
يكى از منابع چهارگانه فقه اسلامى، حديث و سنت است و به همين خاطر براى اثبات بعضى از احكام، قواعد و اعتقادات دينى ناگزير از رجوع به احاديث و سنن منقول از پيامبر(ص)، و ائمه(ع)، هستيم، كه اين مطلب درباره »رجعت« نيز صادق است. يعنى براى پى بردن به كم و كيف رجعت، در كنار استدلال به قرآن كريم و عقل، بايد از احاديث و روايات نيز بهره گرفت.
بايد دانست درباره امر رجعت و حوادث پيرامون آن، روايات و احاديث فراوانى در كتب روائى و حديثى مضبوط است. تا جايى كه »شيخ حر عاملى در كتاب الايقاظ منالهجعه بالبرهان على الرجعه، 600 حديث [درباره رجعت] روايت كرده است.«8 ولى از آنجا كه بحث ما پيرامون رجعت امام سوم(ع)، است، فقط به برخى از رواياتى كه در آنها به رجعت آن حضرت تصريح گرديده مىپردازيم.
روايت اول: »قطب راوندى و ديگران از جابر ازامام محمد باقر(ع)، روايت كرده است كه حضرت امام حسين(ع)، در صحراى كربلا، پيش از شهادت فرمودند: ... اول كسى كه زمين شكافته مىشود و از زمين بيرون مىآيد من خواهم بود و بيرون آمدن من موافق مىافتد با بيرون آمدن اميرالمؤمنين و قيام قائم ما...«9
اين روايت كه علامه مجلسى آن را در حقاليقين آورده است بر اين نكته تصريح مىفرمايد كه اولين رجعت كننده در هنگامه رجعت، امام حسين(ع)، است و در اين مورد، احاديث فراوانى نقل گرديده كه نمونهاى از آن را قبلاً و در شرح آيات سوره مباركه نازعات نيز ذكر كرديم.
روايت دوم:
»... عياشى از حضرت امام جعفر صادق(ع)، روايت كرده است كه اول كسى كه به دنيا برمىگردد حضرت امام حسين(ع)، است و اصحاب او و يزيد و اصحاب او، پس همه ايشان را بكشد مثل آن كه ايشان را كشتهاند.«10
در اين روايت علاوه بر آنچه قبلاً بدان اشاره نموديم يعنى اولويت امام حسين(ع)، در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نيز مخالفان و دشمنان ايشان هم اشاره گرديده و همانطور كه ملاحظه مىشود تصريح گرديده كه در واقعه رجعت، گوئى صحنه حماسه آفرين عاشورا بار ديگر تكرار گرديده و مجدداً مقاتلهاى بين آن حضرت و سپاه يزيد درمىگيرد كه سرانجام و عاقبت آن، پيروزى و غلبه سپاه امام(ع)، بر سپاه كفر است و در واقع انتقام فجايع حادثه عاشورا از يزيديان گرفته مىشود. و البته اين انتقامگيرى از ظالمان و ستمگران، تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلكه مطابق روايتى كه از امام كاظم(ع)، وارد شده، در هنگامه رجعت بسيارى از مؤمنان از دشمنان خود، طلب حقوق پايمال شده خويش را مىنمايند و علاوه بر آن از عدهاى از دشمنان خود، انتقام مىگيرند:
»... ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ايشان به سوى بدنها برمىگردند تا حق خود را از ايشان استيفاء كنند. هر كه ايشان را عذاب و شكنجه كرده باشد انتقام از او بكشند و...«11
روايت سوم :
»... از حضرت امام محمد باقر(ع)، روايت گرديده كه اول كسى كه در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسين(ع)، خواهد بود و آن مقدار پادشاهى خواهد كرد كه از پيرى، موهاى ابروهاى او بر روى ديدهاش آويخته شود.«12
مطابق اين روايت و روايات مشابه ديگر، در هنگامه رجعت براى برخى از ائمه(ع)، دورانى است كه در طى آن در پهنه گيتى به حكمرانى پرداخته و حكومت مىنمايند، كه از جمله آنها امام حسين(ع)، است كه دوران حاكميت آن حضرت بسيار طولانى خواهد بود.
بايد دانست كه از اين روايت استفاده مىشود كه فاصله بين قيام حضرت صاحب(ع)، و رجعت تا وقوع رستاخيز و برپا شدن قيامت، فاصلهاى طولانى خواهد بود كه در اين فاصله همانطور كه گفتيم عدهاى از اولياى الهى حكومت مىكنند و دنيا، روزگارى سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد ديد. دورانى كه نشانى از ظلم و ستم وجود ندارد و »نيكان به ديدن دولت ائمه(ع) خوشحال شده و ديدههاى ايشان روشن مىگردد...«13.
از آنچه گفتيم نتيجه گرفته مىشود كه اولاً امر رجعت، امرى حتمى الوقوع است و ثانياً اين امر منحصر به برخى از صلحا و اشقيا مىشود و نه همه آنها، كه از آن جملهاند، امام حسين(ع)، كه نخستين مراجعت كننده به دنيا است و پس از انتقامگيرى از پديدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گيتى، مدت بسيارى را به اداره امور عالم و حاكميت بر جهان بشريت مىپردازند.
پىنوشتها :
1 . تفسير نمونه ج15، ص555.
2 . علامه مجلسى، حقاليقين، ج2، ص2.
3 . تفسير نمونه ج15، ص560.
4 . حسين عمادزاده، منتقم حقيقى، ص481.
5 . فضائل و سيره امام حسين(ع)، در كلام بزرگان، عباس عزيزى، ص69.
6 . حق اليقين ج2 ص12
7 . حقاليقين ج2 ص16
8 . حسين عمادزاده، منتقم حقيقى، ص482.
9 . علامه مجلسى، حقاليقين، ج2، ص7.
10 . همان، صص12ù11.
11 . همان، ص7.
12. همان
13. همان، ص10.
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:38
بسياري از ما همواره به اين موضوع ميانديشيم كه آيندة ما و سيارة ما چه خواهد بود؛ آيا ما در آستانة جهاني جديد همراه با صلح و آسايش و وفور نعمت قرار داريم، يا اينكه متزلزل و لنگلنگان بر كنارة جنگ و هرج و مرج و بلا ايستادهايم، و يا هر دو؟
در اين مقاله تلاش شده كه با بررسي حوادث و رويدادهايي كه يا اكنون در حال وقوعاند يا ـ براساس پيشگوييها ـ در آينده واقع خواهند شد، پاسخي براي اين پرسشها ارائه شود.
در اين نوشتار، ابتدا حوادث و رويدادهاي مهمي كه در حال حاضر در جهان جريان دارند بررسي و در ادامه با بهرهگيري از پيشگوييهايي كه در اخبار انبيا و اولياي الهي آمده به تحليل اين حوادث و رويدادها پرداخته شده است.
پيشگوييهايي كه با صدها و هزاران سال قدمت، وضعيت جهان امروز ما را به صورت دقيق مجسم كرده و حوادثي را كه امروز در جهان در حال وقوع است يا در آينده به وقوع خواهند پيوست به تصوير كشيدهاند.
آگاهي از اين اخبار، چشمانداز جديدي از تغييرات ريشهاي و بنيادين جهان و تحولات عظيم آينده را در اختيار خواننده قرار ميدهد. شايد با بيان اين اخبار بيش از پيش امكان تحليل و تشريح همه آنچه كه بشر در اين عصر در آن بهسر ميبرد فراهم شود. انشاءالله
پرسش از آينده
در سراسر اعصار، شماري از پيامبران، غيبگويان و مدرسان بزرگ مذهبي ديد باطني خاصي از حوادث آينده دريافت و سعي كردند در قالب سخناني عميق بشر را از وقوع آنها آگاه سازند؛ به عنوان نمونه رسول خدا(ص) در مراسم حجةالوداع، در حين انجام مناسك حج، در حالي كه حلقة در كعبه را گرفته بودند رو به اصحاب خويش كرده و آنها را از نشانههاي پيش از ظهور خبردار نمودند. اين سخنان براي اصحاب بسيار شگفتآور بود. اما براي ما بسيار شگفتآورتر.
پيامبر(ص) فرمود:
آيا ميخواهيد شما را از اخبار، نشانهها و حوادث پيش از قيامت (ظهور) خبردار كنم؟
سلمان ـ كه از همه به ايشان نزديكتر ايستاده بود ـ گفت: بلي يا رسولالله!
آنگاه ايشان فرمودند: از جمله آن خبرها ضايع و تباه كردن نمازها، تبعيت شما از شهوتها، متمايل شدن به هواهاي نفساني؛ تكريم و بزرگداشت ثروتمندان و مالپرستان و فروختن دين به قيمت دنياست. در اين زمان است كه قلب مؤمن در درونش همانند نمك در آب حل ميشود؛ چرا كه منكرات، كژيها و كاستيها را ميبيند و قدرت تغيير آنها را ندارد. و به دنبال آن حاكمان و اميران ستمگر و وزيران فاسق و كارگزاران و كارشناسان ستمكار پيدا ميشوند و مردم به خيانتكاران اعتماد ميكنند. در آن زمان است كه منكرات و انحرافات، معروف و خوب، و اعمال پسنديده، منكر و ناپسند شمرده ميشود. دروغگو را تأييد و راستگو را طرد ميكنند. در آن زمان است كه به دنبال اين حوادث، اقوامي پيدا ميشوند كه اگر حرفي بزنند كشته ميشوند. اگر ساكت بمانند، غارتشان ميكنند تا اينكه از اموالشان بهرهمند شوند و به حريمهايشان تجاوز كنند و حرمتشان را شكسته، خونشان را بريزند. در آن زمان مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان مشغول ميشوند. قلبهايشان نسبت به هم متنفر و در زبانهايشان، اختلاف نمايان است. 1
دو هزار سال پيش نيز در دامنة كوهي بيرون از شهر بيتالمقدس پرسشي دربارة آينده مطرح شده بود. اما اينبار از زبان گروه كوچكي از حقيقتجويان كه گرد معلم خود جمع شده بودند؛ نجاري كه بعدها به به عنوان مسيح ناصري(ع) شناخته شد:
چون به كوه زيتون نشسته بود، مريدان در خلوت نزد وي آمده گفتند به ما بگو اين امور كي واقع ميشود و نشان آمدن تو و پايان جهان 2 چيست؟
مسيح(ع) در پاسخ فرمود:
و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب نشويد؛ زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهد نمود و قحطيها و وباها و زلزلهها در جايها پديد آيد. اما همه اينها آغاز دردهاي زه است. 3
آري، انسانهاي والامقام و چهرههاي بزرگ مذاهب با استفاده از ديد باطني خويش، حوادث پيش روي بشر را در سخنانشان تشريح كردهاند. پيشگوييهايي كه ما را به تفكر و مقايسه واميدارد. مقايسه حوادث ذكرشده با وقايع جاري پيرامون ما كه هر لحظه اميد به بازگشت منجي را در دل افزونتر كرده و تحمل حوادث و مصايب را آسانتر ميسازد.
برخي از رويدادها و حوادثي كه در كلمات انبيا و اوليا پيشبيني شده و امروز ما با همة وجود آنها را احساس ميكنيم به شرح زير است:
1. افزايش جنگها و نزاعها
جهان هيچگاه از تازيانه جنگ در امان نبوده است. در تمام ادوار تاريخ، جنگها با علل مختلف چون كشورگشايي و دسترسي به منابع يا دلايل قومي، قبيلهاي، مذهبي و... صورت گرفتهاند. اما در ساليان اخير بشر شاهد افزايش بيش از پيش اين جنگافروزيها بوده است. و اين همان حقيقتي است كه در اخبار انبيا و اولياي الهي و قديسين بارها بدان اشاره شده بود.
جنگها و نزاعهايي را كه در پيشگوييها به آنها اشاره شده ميتوان به دو دسته تقسيم كرد:
1ـ1. جنگهاي فراگير
ما در هيچ دورهاي از تاريخ مانند قرن بيستم شاهد افزايش جنگ نبودهايم. چنانكه سازمان صليب سرخ جهاني تخمين زده بيش از صد ميليون نفر در طول اين قرن كشته شدهاند. از آغاز قرن بيست و يكم نيز اين جنگها به صورت افزونتري ادامه يافتهاند.
تا قبل از سال 1914م. جنگها عالمگير نبودند، اما در جنگهاي اول و دوم جهاني، بشر درگير نبردهاي سراسري شد. چنانكه در طول جنگ جهاني دوم، تنها 12 كشور كوچك در حاشيه و به دور از درگيري ماندند. در اين نبرد عالمگير 93 ميليون انسان در نيروهاي هر دو طرف خدمت كردند كه از اين تعداد 25 ميليون نفر كشته شدند. تلفات غير نظاميان در اين زمان بيسابقه بود. تنها در شوروي بيش از 20 ميليون غير نظامي جان خود را از دست دادند. واشنگتن پست در اين باره مينويسد:
جنگهاي قرن بيستم ما نبردهاي كلي و همگاني عليه نظاميان و غير نظاميان بود... جنگ افروزيهاي بربري قرون گذشته در قياس با حال چون نزاعهاي خياباني نمود مييابند. 4
بعد از جنگ جهاني دوم ـ كه فرض ميشد «نبردي براي پايان بخشيدن به تمام نبردها» باشد ـ بيش از 150 جنگ عمده ديگر به علاوه صدها كشمكش كوچك، شورشهاي مسلحانه و انقلاب روي داد. تلفات كشمكشهاي بعد از جنگ جهاني دوم بيش از 000/142/23 نفر تخمين زده شده است. 5
هيأت بلند پايه سازمان ملل در امور مهاجران در گزارشي اعلام كرد:
بيرحمي و ستم پنجاه ميليون انسان را در سراسر جهان زير فشار قرار داد تا خانههاي خود را ترك كنند.
همچنين در اين گزارش آمده است:
پايان جنگ سرد حسي قوي از خوشبيني دربارة وضعيت جهاني مهاجران ايجاد كرد. با پايان رقابت ابرقدرتها اينگونه فكر ميشد كه بسياري از ستيزهها رفع شود... اما دقيقاً جهت عكس اينها روي داد. 6
امير مؤمنان علي(ع) از كشتارهاي بيامان و جنگهاي خونين پيش از ظهور چنين خبر ميدهند:
در پيشقدم حضرت قائم(ع)، مرگ سرخ و مرگ سفيد است. اما مرگ سرخ، كشت و كشتار است. 7
امام صادق(ع) نيز در بيان وضعيت رقتبار و سرشار از جنگي كه بشر را در آستانة نابودي قرار ميدهد ميفرمايد:
در آن زمان سالها دگرگون ميشود، اول صبح حكومتي به قدرت ميرسد و تا آخر روز كشت و كشتار ميشود و سقوط ميكند. 8
زمامداري چند ساله از بين ميرود و زمامداري چند ماهه و چند روزه معمول ميگردد. 9
و ميبيني كه در تمام جهان آباديها تبديل به ويراني ميشود. 10
گويا اين اخبار دربارة همين سالها و همين ايام كه من و شما در آن به سر ميبريم از زبان آن بزرگان نقل شده است.
2ـ1. نزاعهاي قومي و نژادي
در پاي كوي زيتون، آن نبي آسماني (حضرت عيسي(ع)) به ياران خود فرموده بود:
جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد...؛ زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي درگير خواهد شد... . 11
اين مورد نيز به صورتي غمانگيز در زمان حال به وقوع پيوسته است و از همين روست كه، «آرتور اسچله ينگر» 12 ، دريافت كننده تاريخي جايزه پوليتزر، هشدار ميدهد:
اگر قرن بيستم قرن جنگ و ستيزه ميان ايدئولوژيها و افكار باشد، قرن بيست و يكم، قرن جنگ ميان نژادها خواهد بود. 13
آسوشيتدپرس در گزارشهاي خود با اشاره به كشتارهاي صورت گرفته توسط اقوام و نژادها عليه مردم خودشان ـ كه پا را از كشمكشهاي خارج از مرزها نيز فراتر نهادهاند ـ و با اشاره به انقلاب فرهنگي چين، صحنههاي قتل عام در كامبوج، تطهير نژادي در بوسني، رواندا و... مينويسد:
در تمام قارهها به استثناي آمريكاي شمالي و استراليا، دولتها ميليونها و هزاران انسان تحت حاكميت خود را كشتند. گاهي حتي با به جان هم انداختن همسايه عليه همسايه. در اين قرن به ظاهر متمدن، شدت كشتار به 170 ميليون نفر رسيد... در همين قرن بود كه اصطلاح «كشتار جمعي» و «قتل عام» ابداع شد. 14
گويا در همة قرون گذشته انبيا و پيشگويان الهي با چشم باطني رخدادهاي خانمانسوز عصر ما را مشاهده ميكردند؛ چنانكه امام صادق(ع) در روايتي ميفرمايند:
همسايه به همسايهاش آزار و اذيت ميكند و كسي جلوگير او نيست. 15
پيامبر اسلام(ص) نيز با اشاره به همين موضوع فرمودند:
كفار شما را نميكشند، بلكه همسايه، همسايه را برادر برادرش را و پسر عمو، پسر عمويش را ميكشد. 16
آري اين چشمانداز غمانگيز از سالهاي پيشين توصيف شده است. با اينهمه انسانها اين چراغ را در دل خود روشن نگه داشتهاند كه روزي خواهد رسيد كه خداوند با فرستادن منجي موعود در اين دنياي خشن مداخله كرده و جنگ را براي هميشه پايان بخشد. چنانچه در اخبار بسياري از بزرگان دين مژدة آن داده شده بود:
آري مهدي از ماست، خداوند به وسيلة او دين را به اتمام ميرساند، چنانكه به وسيلة ما آغاز نمود. به دست ما از فتنهها رهايي مييابند، چنانكه به دست ما از شرك رهايي يافتند. خداوند پس از كينههاي فتنهگري، به دست ما در ميان آنها الفت و صميميت ايجاد ميكند، چنانكه بعد از كينهتوزيهاي شرك به دست ما در ميانشان صفا و صميميت ايجاد نمود. بعد از عداوت روزگار فتنه، به وسيلة ما برادري خود را بازيابند، چنانكه بعد از عداوت شرك، به دست ما برادر ايماني گشتند. 17
همين مضمون از امام باقر(ع) نيز روايت شده است. آن حضرت در دربار هشام بن عبدالملك در پاسخ گروهي از درباريان ـ كه همصدا با خليفه به نكوهش او پرداخته بودند ـ فرمود:
هان اي مردم! كجا ميرويد؟ كجا برده ميشويد؟ خداوند اول شما را به دست ما هدايت نمود و آخر شما را به دست ما به انجام ميرساند، اگر شما دولت زودگذر داريد، دولت پايدار از آن ماست. پس از دولت ما ديگر دولتي نيست؛ زيرا ما اهل عاقبت هستيم. 18
2. گسترش قحطي و خشكسالي
به راستي آيا ما در دورة افزايش قحطي و گرسنگي به سر ميبريم؟ «لستربرون»، مدير مجمع انديشمندان واشنگتن ميگويد:
در دورهاي از پيشرفتهترين تكنولوژيها، اكتشافات فضايي، شبكههاي اينترنتي و جراحي پيوند اعضا؛ انسانيت ناگاه درگير مشكلات كهن شد: اينكه چگونه محصول غذايي خود را فراهم كند. 19
«سازمان ناظر بينالملل» مانند بسياري كارشناسان، گرم شدن آب و هواي كره زمين را در گرسنگي جهان مقصر ميشناسد. گزارش علائم حياتي 1996م. اين سازمان خاطرنشان ميكند پرداختهاي صنعت بيمه به خاطر نابودي محصولات در اثر آب و هوا در طول نيمه اول سال 1990 به 48 ميليارد دلار رسيد، در حالي كه اين رقم براي كل طول سال 1980، 16 ميليارد دلار بود. 20
«سرجان هاوتون»، متخصص آب و هوا و رئيس «انجمن رويال انگليس» با هشدار در مورد آلودگيهاي محيطي خاطرنشان ميكند، ما هنوز بايد شاهد ادامه ويرانيهاي ناشي از گرم شدن هواي كره زمين باشيم:
جنگلها از بين خواهند رفت، بيماريهايي چون مالاريا گسترش خواهند يافت و مهاجران گرسنه در مرزها سرگردان خواهند شد. 21
از زماني كه اين مقاله را در دست گرفتهايد، اگر با سرعت متوسط مطالعه كرده باشيد، حداقل 200 انسان به علت گرسنگي جان خود را از دست دادهاند. برآوردها نشان ميدهد اگر اوضاع جهان به سرعت بهبود نيابد سالانه بيش از چهار ميليارد نفر جان خود را از دست خواهند داد. در حاليكه به اندازة كل تاريخ بشر طول كشيده تا جمعيت جهان به يك ميليارد نفر تا سال 1830م. برسد، طي صد سال اين جمعيت دو برابر شد (1930م.) و سي سال بعد به سه ميليارد نفر (1960م.)، شانزده سال بعد به چهار ميليارد نفر (1976م.) و يازده سال بعد به پنج ميليارد نفر (1987م.) رسيد. انتظار ميرود تا سال 2030 جمعيت جهان به 5/8 ميليارد نفر برسد. با افزايش جمعيت احتمال دسترسي به زمين قابل كشت كاهش مييابد. جالب توجه است كه درباره اين وضعيت رقتبار نيز قرنها پيش از اين سخن به ميان آمده بود؛ پيامبر اكرم(ص) در اين زمينه ميفرمايد:
(اي مردم!) آن روز سختي، قحطي و خشكسالي زمانه را فرا گيرد. شهرها در تنگنا ميافتند و اميدها قطع ميشود. 22
امام صادق(ع) نيز با اشاره به خشكسالي پيش روي انسانها فرمودند:
مردم مصر را دشمن خارجي از آب و خاك خودشان بيرون نميكند، بلكه همين نيل آنها را از ديار خود بيرون ميكند، آب آن كاملاً ميخشكد و حتي يك قطره هم نميماند و بستر آن به صورت تلي از شن درميآيد. 23
البته بايد توجه داشت كه قحطي و كمبود مواد غذايي تنها ريشه در خشكساليها و بلاياي طبيعي ندارد، بلكه بيكفايتي دولتها و فساد حاكم بر آنها، جنگها، تحريمهاي اقتصادي و از همه مهمتر بيعاطفگي انسان امروز نيز بر اين قحطي و كمبود دامن ميزند.
در حالي كه كودكان بيگناه گرسنگي ميكشند، كشورهاي ثروتمند ميليونها تن مواد غذايي را براي بالا نگه داشتن قيمتها نابود ميكنند و يا دست به احتكار ميزنند.
«آسوشيتدپرس» به نقل از «سازمان نان جهان» چنين گزارش ميدهد:
گرسنگي جهان ريشه در فرو ريختن ارزشهاي انساني دارد.
براساس گزارشهاي سازماني كه از لوايح و برنامههاي ضد فقر سخن ميگويد، خشونت، قدرت سياسي كم، فقر، تبعيض نژادي و فشارهاي محيطي از مهمترين عوامل سوءتغذيه به شمار ميروند. 24
اينجاست كه گفتار پيامبر اكرم(ص) بهروشني درك ميشود؛ زماني كه فرمودند:
هنگامي كه بعد از من فحشا و منكر رواج پيدا كند، مرگهاي ناگهاني فراوان شود و كمفروشي رايج گردد، خداوند آنها را با قحطي و گرسنگي گرفتار سازد. هنگامي كه زكات داده نشود، زمين بركتهاي خود را از معدن و ميوه و زراعت منع ميكند. 25
حضرت امير(ع) نيز از احتكار غذا بهوسيلة اميران و پادشاهان خبر دادهاند. 26
امام صادق(ع) در ضمن تفسير آية 21 سورة سجده ـ كه در آن آمده است: «و عذاب دنيا را پيش از آن عذاب بزرگتر به ايشان بچشانيم، باشد كه بازگردند» ـ ميفرمايد:
كيفر كوچك، قحطي، خشكسالي وگراني قيمتها در آستانة ظهور قائم(ع) به شمشير است و كيفر بزرگ شمشير برّان حضرت مهدي(ع) در آخرالزمان. 27
نقش جنگها را در وقوع قحطي نبايد ناديده گرفت؛ چرا كه قحطي و جنگ همزاد و همراه هميشگياند. معمولاً، جنگ مساوي است با قحطي و گرسنگي بيشتر. «آيزنهاور»، رئيسجمهور پيشين ايالات متحده، در سخنان خود به فجايع ناشي از جنگ اعتراف كرده، مينويسد:
هر تفنگي كه ساخته ميشود، هر كشتي نظامي كه به آب انداخته ميشود، هر موشكي كه آتش زده ميشود، حكايت از دزدي از كساني دارد كه گرسنهاند، كساني كه از سرما بر خود ميلرزند و لباس ندارند. جهان در جنگ تنها پول خرج نميكند؛ جنگ نيروي كارگران، نبوغ و استعداد دانشمندان، اميد كودكان و... را نيز هزينه ميكند. در زير ابر تهديد كنندة جنگ، اين انسانيت است كه به صليب آهنين كشيده ميشود... آيا راه ديگري براي زندگي بشر وجود ندارد. 28
در اينجا به بعضي از حقايق معاصر اشاره ميكنيم تا موضوع را روشنتر سازيم:
تنها جنگ خليجفارس در سال 1991 نيم ميليارد دلار در روز يا حدود 350 هزار دلار در دقيقه براي همپيمانان هزينه دربر داشت. يك هواپيماي جنگي 25 ميليون دلار؛ يك موشك كروز توماهاك 3/1 ميليون و يك موشك هوا به هوا 800 هزار دلار هزينه دربر دارد.
اگر بخواهيم هزينهها را گوياتر مطرح كنيم، بايد بگوييم هزينة يك موشك راداري «اسپارو» برابر با هزينة غذاي روزانه يك مدرسه پر از دانشآموز گرسنه به مدت پنج سال است. اين ارقام در برابر ميليونها رقمي كه سالانه به سمت تسليحات و جنگ افزارها سرازير ميشود بسيار ناچيز است.
«مؤسسه پژوهشي بينالمللي صلح استكهلم» گزارش ميدهد: هزينة نظامي جهان سالانه ميانگيني بين 900 ميليارد تا يك تريليون دلار است اين بدين معناست كه رقم نجومي يك تريليون دلار يا دو ميليون دلار در دقيقه صرف نظاميگري كشورها ميشود!
هزينة تأمين آب سالم براي مردم فقير كشورهاي در حال توسعه به مدت ده سال تنها ده روز از خرجهاي نظامي را دربرميگيرد.
18 روز هزينة نظامي، ميتواند سوء تغذيه كل جهان را ريشهكن كند. متخصصان معتقدند دويست ميليون دلار يا حدود سه ساعت هزينة نظامي ميتواند بيماريهايي چون ديفتري، تشنج، سرخك و فلج اطفال را ـ كه روي هم سالانه 4 ميليون كودك را به كام مرگ ميكشد ـ نابود كند. 29
3. شيوع بيماريهاي واگيردار
كمتر از بيست سال پيش حرفة پزشكي ادعا ميكرد بر صفي از باكتريها و ويروسهاي كشنده غالب آمده است. در سال 1979م. جراح آمريكايي، «ژنرال ويليام استوارت» اعلام كرد:
زمان آن فرا رسيده كه «كتاب بيماريهاي مسري» بسته شود. 30
در سال 1983 در كتابي پزشكي بيان شد:
بيماريهاي واگيردار راحتتر از بيماريهاي ديگر شناخته و درمان ميشوند. 31
اما بيماريهاي واگيردار در طول سال 1990 به جاي محو شدن، افزايش يافتند. دكتر «شروين نولاند»، در كتاب پر فروش خود با نام ما چگونه ميميريم؟ به خاطر اعلام اين مطلب كه پيروزي علم پزشكي بر بيماريهاي مسري خيالي باطل شده است، اظهار تأسف مينمايد. 32
آسوشيتدپرس گزارش ميدهد كه:
اكنون پزشكان هشدار ميدهند تجديد حيات و فعاليت اخير باكتريهاي مقاوم در برابر داروها ميتواند بسيار كشندهتر از ايدز باشد. متخصصان معترفند، ظهور باكتريهايي كه توسط زرادخانه آنتي بيوتيكها كشته نميشوند، ميتواند تهديدي عليه سلامت عمومي باشد كه بدتر از ايدز عمل خواهد نمود.
امراضي كه قبلاً فرض ميشد بر آنها غلبه كردهايم؛ يعني سل، ذاتالريه، مننژيت، غير قابل كنترل شدهاند. باكتري معمولي كه عامل گوش درد ساده نوزاد يا ذاتالريه ميشود، قادر است به «ابر ميكروبي» تبديل شود كه در مقابل داروها مقاوم است.
دكتر «الكساند
ماهنامه موعود شماره 49
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1391 ساعت: 19:46
نشانه هاى ظهور
احاديثى كه از نشانههاى ظهور مهدى سخن مىگويد، چه در كتب شيعه و چه سنى، غالباً درباره دو موضوع بحث مىكند:
1. حوادث مستقل و جداگانهاى كه رخ خواهد داد؛
2. وضع اجتماعى و سياسى و تكنولوژى (فناورى) كه جهان، پيش از ظهور دارد. به عبارت ديگر، وضع دنياى سياست و اجتماع و فناورى پيش از ظهور را براى ما ترسيم مىكند.
در مورد رويكرد دوم، هر كه درباره نشانههاى ظهور پژوهش كند، درمىيابد كه جهان كنونى، از هر وقت ديگرى، به زمان ظهور نزديكتر است.
از جنبه تكنولوژى، احاديث از جهانى سخن مىگويند كه در آن هواپيماهايى است كه مسافران را از كشورى به كشور ديگر مىبرند و ايستگاههاى راديويى به تعداد مردم دنيا وجود دارد كه مىتواند خبر را در آن واحد، براى تمامى دنيا پخش كند و تلفنهاى تصويرى هست و هر كه در مشرق است، صداى برادرش را در مغرب مىشنود و چهره او را مىبيند و رايانههاى دستى وجود دارد كه داراى برنامههاى گوناگون است و دارندهاش را از همراه داشتن هزاران كتاب، بىنياز مىكند.
از جنبه اجتماعى، احاديث از وضع اجتماعى سخن مىگويد كه زنان، لباس مد روز پوشيده يا برهنهاند كه گوياى كشف حجاب يا آرايشهاى جاهلانه است و انواع منكرات به ظهور مىرسد كه پيش از پيدايش، آدمى تصورش را نمىكرد.
از جنبه سياسى، سخن از كشف معبد هيكل سليمان مىگويد كه لازمه برپايى دولت اسراييل در دل جهان عرب و اسلام است. نيز وجود جنبشهاى اسلامى در جوامع مسلمان كه تلاش دارد حكومت اسلامى برپا كند، اما بسيارى از افراد مجاهد زندانى مىشوند. همچنين از تأسيس دولتى در مشرق سخن مىگويد كه زمينهساز دولت مهدى است. نيز اختلاف كارگزاران شيعى و چندگانگى سخنشان كه با بيعت با مهدى، وحدت كلمه پيدا مىكنند. همچنين مهديان دروغينى ظاهر مىشوند. تمامى آنچه برشمرديم، در احاديث نشانههاى ظهور آمده است.
برچسب: ظهور ,نشانه های ظهور, نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 18:10
«آخرالزمان» اصطلاحي است كه طي سالهاي اخير بارها شنيده ايم و هر چه پيش مي رويم بر كاربرد آن افزوده مي شود. گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفكر اسلامي دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاي اين كلمه، در اديان ديگر كاربرد وسيع و متنوعي دارد. حتي در مكاتب و مباحث سياسي غير ديني نيز بحثهاي متعددي راجع به آن صورت گرفته است.
آنچه كه در بين تمامي اديان و حتي مكاتب غير ديني راجع به «آخرالزمان» مشترك است، اشاره به مقطعي از تاريخ انسان است كه در آن، بشر به عالي ترين برنامه و اسلوب اداره زندگي اجتماعي دست يافته و به وسيله آن فصل نويني از همزيستي متعالي توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهاني را آغاز مي كند. تأكيد اديان و فرهنگهاي متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمان شهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقاً مبتني بر همين اعتقاد است. البته يكي از وجوه تمايز اعتقاد به آرمان شهر و جامعه موعود بر پايه اديان الهي با اعتقاد به اين موضوع بر پايه مكاتب دست ساز بشر (مكاتب اومانيستي)، ديدگاه هاي ارائه شده در زمينه ريشه تأسيس چنين جامعه اي است. پيروان اديان آسماني، ريشه آن را در «ظهور منجي آخرالزمان» مي دانند و پيروان ايسمهاي منحرف غير ديني، آن را ثمره سير تكاملي جوامع انساني دانسته و پايان تاريخ مي نامند.1
به هر حال آنچه مسلم و انكارناپذير است، انتظار تمام عالم براي فرا رسيدن روز موعود و نجات انسان از پليديها و زشتيها و آغاز حكومت صالحان بر كره خاكي است و البته مترقي ترين، كامل ترين و صحيح ترين باور، اعتقاد آخرالزماني شيعه مبني بر ظهور امام دوازدهم(ع)، حجت غايب، حضرت ولي اللَّه الاعظم، ارواحنا فداه، مي باشد.
شيعيان براساس وعده هاي داده شده از سوي رسول اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) منتظر تحقق موعد قيام و ظهور قائم آل محمد(ع) هستند و براي اين انتظار نيز تكاليف و وظايفي دارند. فرهنگ انتظار طي قرون گذشته، نيروي محركه خيزشهاي بزرگ عدالت خواهانه و ظلم ستيز بوده كه قيام شكوهمند امام راحل(ره) را مي توان آخرين آن ناميد. از سوي ديگر روايات و متون متعدد، نشانه هاي مختلفي را براي مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذكر كرده اند كه اين بخش، هميشه مورد توجه خاص و عام بوده است.
در سالهاي اخير مباحث پيرامون فرا رسيدن دوره آخرالزمان در ميان پيروان اديان مختلف رشد چشمگيري يافته كه اعتقاد به رجعت و ظهور مسيح در سال 2000 ميلادي در ميان برخي از فرق مسيحي، از آن جمله بود. همچنين اعتقادات بحث انگيز مسيحيان انجيلي (مسيحيان صهيونيست و يهوديان درباره آخرالزمان و طرح تفكرات جنجالي همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخريب مسجدالاقصي و... از اين دست است. ارائه عجولانه نظريه هايي همچون پايان تاريخ، به منظور منحرف نمودن تفكر فطري منجي خواهي نيز دليل بر رشد همين باور ارزيابي مي شود. البته هدف اين نوشتار پرداختن به اين دسته از مطالب نيست و واشكافي آنها نياز به مباحث مشروح جداگانه اي دارد، اما توجه به موارد ياد شده لازم است، تا بدانيم احساس فرا رسيدن آخرالزمان در تمام اديان شكل گرفته است.
آنچه در اينجا مورد توجه است، باور نزديك بودن تحقق وعده ظهور مهدي موعود(ع)، در بين اكثريت شيعيان و محبين خاندان عترت(ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر اين امر دارند كه اين مسئله از حد يك آرزو و اميد صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدي در حال فرا رسيدن و محقق شدن است. ان شاءاللَّه.
به نظر مي رسد براي اثبات اين مدعا ذكر نكاتي كه در زير مي آيد كفايت كند:
اول، آيت الله ناصري در سخنراني اي در مدينةالنبي كه در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبي را در زمينه بشارت به نزديكي ظهور حضرت بقيةاللَّه الاعظم(ع) بيان كرده اند. اين مطالب كه به نقل از حضرت آيت الله العظمي بهجت مي باشد به اين شرح است:
من خراسان بودم، يكي از دوستان ما كه تشرف دارد محضر حضرت [صاحب الزمان(ع)] به منزل ما آمد، از او پرسيدم: شما تازگي تشرف محضر حضرت داشته ايد؟، فرمودند: بله. عرض كردم: راجع به ظهور سؤال نكرديد؟ فرمودند: چرا. گفتم: حضرت چه فرمودند؟ گفت: من از حضرت سؤال كردم: يابن رسول اللَّه ظهور چه وقت خواهد بود؟ فرمودند: نزديك است. عرض كردم: من هم درك مي كنم ظهور شما را؟ حضرت فرمودند: پيرمردتر از شما هم درك مي كنند ظهور مرا (ان شاءاللَّه). آيت الله بهجت فرموده بودند آن پيرمرد كه تشرف به محضر حضرت دارد حدود 60 سال سن دارد!.
سپس آيت الله ناصري خطاب به مخاطبان مي گويد:
خدا مي داند زمان ظهور نزديك است.2
دوم، حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي فرموده اند:
همانطور كه براي حضرت مهدي(ع) يك غيبت صغرا و يك غيبت كبرا است؛ يعني درست مانند آفتاب [كه] وقتي مي خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشيد پشت افق پنهان مي شود ولي هوا نيمه روشن است و كم كم اين روشنايي برچيده و تاريك مي شود، براي ظهورش هم يك ظهور كبرا و يك ظهور صغرا است؛ مانند موقعي كه آفتاب مي خواهد طلوع كند قرص خورشيد هنوز پيدا نشده اما هوا نيمه روشن است و بعد خورشيد ديده مي شود. مرحله غيبت ايشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ايشان هم ظهور صغرا و هم ظهور كبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان(ع) زياد مي شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان(ع) پر شور مي شود و بحثهاي امام زمان (ع) همه جا را مي گيرد. وضع طوري مي شود كه مردم تشنه و آماده مي شوند. ما تصور مي كنيم كه در اين عصر و زمان؛ ما ان شاءاللَّه در بين الطوعين ظهور حضرت مهدي(ع) قرار داريم. من فراموش نمي كنم پنجاه سال قبل مؤسساتي كه به نام حضرت مهدي(ع) بود خيلي كم بود و كتابهايي كه درباره حضرت مهدي(ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدي(ع) به اين گستردگي نبود، اگر كسي چهل يا پنجاه سال قبل مسجد جمكران مي رفت در بهترين شب
ها ده يا بيست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضي از شبهاي حساس هستند. ما به سوي طلوع كبرا پيش مي رويم.3
سخنان فوق از بزرگاني است كه ما به راستگويي و تقواي آنها اعتماد كامل داريم و ضمناً اين مطالب در لفافه و ابهام بيان نگرديده بلكه صراحتاً نويد نزديك بودن زمان ظهور را مي دهد.
در خصوص توجه خاص به امام مهدي(ع)، ذكر اين نكته مناسب است كه در ديداري كه حجةالاسلام ري شهري نماينده ولي فقيه در امور حج به همراه دست اندركاران حج گذشته، با مقام معظم رهبري داشتند، آقاي ري شهري يكي از ويژگيهاي حج امسال را توجه ويژه حجاج تمام كشورها به امام زمان(ع) برشمرد.4
اكنون سؤال اين است كه در اين شرايط وظيفه ما به عنوان جامعه شيعي كه خود را پيرو و سرباز آن حضرت مي دانيم و نيز براساس وعده هاي داده شده كه اصل سپاه حضرت مهدي(ع) متشكل از ما (ياران سيد خراساني كه 200 هزار تا يك ميليون نفر ذكر گرديده است) چيست؟
وظايفي كه شيعيان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است كارشناسان موضوع به تبيين، معرفي و تبليغ آن بپردازند. در اينجا بخشي از وظايفي مد نظر است كه به گسترش فضاي منجي خواهي مي انجامد. آيت الله مكارم در ادامه مطالب فوق، اين بخش از وظايف را برشمرده اند. ايشان مي فرمايند:
اگر مي خواهيم به آن ظهور كمك كنيم، اين ظهور صغرا را توسعه دهيم. همين بحثهاي مختلف درباره حضرت را ميان جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان، مسلمانان و غير مسلمانان توسعه دهيم و به اينترنت بكشانيم. خلاصه با امواج، نام مهدي(ع) را به همه دنيا برسانيم و اين ظهور صغرا را پررنگ كنيم تا نام حضرت مهدي(ع) در همه جلسات حضور پيدا كند. من معتقدم اگر اين كار را بكنيم اين يك مصداق عملي دعاي تعجيل فرج مي شود.5
بيان فوق، كليد اصلي راهكار انجام وظيفه است و مابقي كار، اجرايي كردن آن است. در سالهاي اخير مكرراً مباحثي را راجع به «جنبش نرم افزاري» شنيده ايم، خصوصاً در فرمايشات مقام معظم رهبري بارها به آن اشاره شده است. ما در حوزه مهدويت و انتظار ظهور نيز نياز به چنين جنبشي داريم، البته از چند زاويه، كه سعي مي شود به بخشهايي از آن به تفكيك اشاره شود:
1. يكي از مشكلات بزرگ جامعه علمي ما، ترجمه اي بودن علوم در حوزه علوم انساني خصوصاً علوم سياسي و جامعه شناسي است. ما در اين حوزه ها مصرف كننده صرف توليدات غرب هستيم و آنها نيز آنچه را كه براساس اهداف شان مي باشد تحويل ما داده اند. غرب در هجوم فرهنگي خود سعي در سكولاريزه كردن جوامع، خصوصاً جوامع اسلامي داشته و براي موجه جلوه دادن اين امر، ضمن موفق قلمداد كردن جامعه غربي، علت آن را پايبندي به اصولي همچون ليبراليسم و سكولاريسم تبليغ كرده است. تأمل و دقت در سياستگذاريها و واشكافي استراتژيهاي غربي به خوبي آشكار مي سازد كه آنها از حربه جدايي دين از سياست فقط براي خلع سلاح جوامع غير غربي خصوصاً اسلامي بهره برده اند و اين در حالي است كه خود دقيقاً براساس آموزه هاي ديني و تصورات اعتقادي شان از آينده جهان (همچون اعتقاد آرماگدوني) به برنامه ريزي، سياستگذاري و تدوين استراتژي اقدام نموده اند. لذا در گام نخست بايد ضمن دوري جستن از باورهاي غلط و مسمومي كه به وسيله شبيخون فرهنگي و استعماري غرب در جوامع اسلامي رسوخ يافته، نسبت به بومي كردن علم بر پايه اعتقادات اسلامي خصوصاً در حوزه علوم انساني گام برداريم.
2. در گام بعدي، همين جنبش نرم افزاري مي بايست در حوزه علوم مهدوي شكل گيرد. در اين زمينه بايد كاري گسترده و هدفمند بر روي احاديث و روايات برجاي مانده پيرامون مسئله آخرالزمان و ظهور منجي و نيز پيشگوييها و اعتقادات اديان و فرق مختلف در اين خصوص، به عمل آيد و سپس صحيح و ناصحيح آن از هم جدا شده و براساس مطالب صحيح آن و با توجه به شرايط روز، اقدام به توليد فكر، علم و فرهنگ انتظار شود. بايد اين باور را تقويت كنيم كه اعتقاد به مهدويت مي تواند به مثابه برترين شاخص و منبع براي تدوين علم و استراتژيهاي راهبردي در حكومت اسلامي عمل نمايد. با باور فوق به بازنگري، بازخواني و بازنويسي سياستهاي كلان در عرصه داخلي و خارجي پرداخته و با برداشتي اصولي و ضمناً واقع بينانه، تمامي حركتها را در راستاي زمينه سازي آنچه كه به آن وعده داده شده است جهت دهيم.
3. دنياي امروز سراسر ظلم است و ستم و بي عدالتي. فرياد دادخواهي مردم ستمديده و زجركشيده در تمام جهان بلند است. مكاتب جنجالي كه با تبليغات، وعده رفع مشكلات و ايجاد جهاني بهتر را مي دادند يك به يك به زباله دان تاريخ پيوستند. جهان غرب كه ليبرال دموكراسي را برترين نسخه اداره جوامع مي دانست و نويد پايان سعادتمندانه تاريخ را مي داد، خود به شكست دموكراسي معترف است. سردرگمي و استيصال ثمره لائيسيته در جهان به اصطلاح متمدن امروز است. فطرت حقيقت جوي انسانها ميدان بروز يافته و دين ديگر مخدر به حساب نمي آيد بلكه كيمياي عصر حاضر است. آشفتگي و پريشاني بر همه مستولي گشته و تمناي مصلح آخرالزمان مي رود كه به خواسته تمام بشر تبديل شود. در چنين شرايطي بزرگ ترين وظيفه ما ترويج «منجي طلبي» است. در عصر ارتباطات و با و جود ابزارهايي همچون شبكه جهاني (اينترنت)، ديگر هيچ بهانه اي براي عدم ارتباط با جهان تشنه عدالت وجود ندارد. بايد با ملل مختلف ارتباط برقرار كنيم. اشتراكات عقيدتي پيرامون منجي و مصلح آخرين را كشف و تقويت نماييم. با تأكيد بر اشتراكات، اصل منجي خواهي را تعميم داده، عمومي و جهاني سازيم. سپس در شرايطي به دور از تفرقه، امكان
معرفي منجي واقعي؛ يعني حضرت حجة ابن الحسن(ع) را فراهم آوريم. تأسيس پايگاه هاي اينترنتي متعدد و متنوع، تأليف و ترجمه متون و مقالات به زبانهاي مهم دنيا، برقراري رابطه با مراكز عقيدتي، اجتماعي و روشنفكران ملل مختلف، ايجاد امكان تبادل افكار و نظرات، درباره موضوع منجي و مصلح جهاني و... اقداماتي است كه مي تواند با بسيج امكانات مالي و فني و توان علمي و اجرايي به مرحله اجرا درآيد. تا كنون دنياي غرب ما را به چالش كشيده و با سوء استفاده از فناوري ارتباطي نوين به نشر افكار، عقايد و توطئه هاي خويش پرداخته است؛ اما از اين پس اين ماييم كه بايستي با استفاده بهينه از همان ابزار تكنولوژيك، به اثبات برتري اعتقادمان راجع به آخرالزمان، ظهور منجي و عدالت و صلح بي پايان بپردازيم. ان شاءاللَّه در آن شرايط، پيروان راستين مذاهب الهي همنوا با شيعيان جهان، ظهور منجي موعود را از خداي يكتا خواستار خواهند شد.
4. در كنار اين اقدامات، تك تك ما بايد مطالعاتمان را درباره امام مهدي(ع)، عصر ظهور و اتفاقات و مسائلي كه در آن زمان به وقوع خواهند پيوست بالا ببريم تا هنگام قرار گرفتن در آن شرايط، هم از افتادن در گرداب فتنه ها در امان باشيم و هم هر كداممان وظيفه خويش را بشناسيم. بنا بر بسياري از اخبار، اتفاقات متصل به ظهور از ماه رجب آغاز مي شود و تا محرم بعد (بيش از شش ماه) و هنگام قيام قائم(ع) ادامه مي يابد، ما بايد از هم اكنون بر تمام اين دوره پر از تلاطم و شور اشراف داشته باشيم تا به هنگام عمل، از ميزان خطا كاسته شود. ما بايد آسيبهاي تفكر مهدوي را نيز خوب بشناسيم، يكي از آفتها و آسيبهاي جدي در سالهاي اخير، جريانهاي انحرافي است كه مروج انتظار واپسگرا و مخرب هستند. واشكافي اين جريانها كمك بزرگي به اصالت تفكرات حوزه ظهور خواهد كرد. ما بايد از هم اكنون نگاهمان را به دنياي اطراف تغيير دهيم و از پنجره مهدويت به تمام تحولات جهان بنگريم.
ما بايد مهدي(ع) را باور كنيم.
سپهر دانش
ماهنامه موعود شماره 43
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:55
آخِرُالزَّمان، اصطلاحي كه در فرهنگ اديان بزرگ دنيا ديده مي شود و در اديان ابراهيمي اهميت و برجستگي ويژه اي دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشي از مجموعه عقیده هایی است كه به پايان اين جهان و پيدايش جهان ديگر مربوط مي شود و اديان بزرگ درباره آن پيشگويي هايي كرده اند.
و امّا آخرالزمان در آيين اسلام؛
در قرآن مجيد گفتار صريحي درباره آخرالزمان نيست و اين اصطلاحي است كه در احاديث و مؤلفه های مسلمانان به چشم مي خورد.
اين اصطلاح، در كتاب هاي حديث و تفسير در دو معني به كار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان كه بنا بر عقيده مسلمانان، دوران نبوت پيامبراسلام است و از آغاز نبوت پيامبر تا وقوع قيامت را شامل مي شود. دوم، فقط آخرين بخش از دوران ياد شده كه در آن مهدي موعود ظهور مي كند و تحولات عظيمي در عالم واقع مي شود. انصاف حضرت محمد (ص) به پيامبر آخرالزمان در ميان مسلمانان، با اين دو مطلب ارتباط دارد: نخست اينكه پيامبر اسلام، خاتم پيامبران است و شريعت وي به دليل كامل بودن، تا پايان اين عالم اعتبار دارد و او پيامبر آخرين قسمت از زمان است كه به قيامت مي پيوندد؛ ديگر اينكه در نخستين سده هاي اسلام، حداقل تصور عده اي از مسلمان چنين بود كه قيام قيامت نزديك است و ظهور پيامبر اسلام در عصري واقع شده كه به قيامت متصل است.
در فرهنگ عامه مسلمانان خاصه شيعه، اصطلاح آخرالزمان حكايت از عصري مي كند كه مهدي موعود در آن ظهور مي كند و تحولات ويژ ه اي در جهان رخ مي دهد. در روايت های مسلمانان، براي اين عصر مشخصه های ويژه اي (به نام نشانه های آخرالزمان) نقل شده است.
از مجموع روایت هایی كه در كتاب هاي حديث، تفسير و تاريخ درباره عصر ظهور مهدي موعود نقل شده است، دو مطلب درباره ویژگی های آخرالزمان ـ به معني عصر مهدي موعود ـ به صورت تواتر معنوي به دست مي آيد. اول اينكه در اين عصر، پيش از ظهور مهدي موعود، فساد اخلاقي و بيداد و ستم همه جوامع بشري را فرامي گيرد و به صورت عام ترين پديده در روابط انسان ها درمي آيد. ديگر اينكه پس از ظهور مهدي، تحول عظيمي در جوامع رخ می دهد، فساد و ستم از ميان مي رود و توحيد و عدل و رشد كامل عقلي و عملي در سراسر زندگي انسان ها جریان مي يابد. معروف ترین حديث كه با عبارت های گوناگون نقل شده است، نشانه اصلي دوران حكومت مهدي در آخرالزمان را، بال گستردن داد بر سراسر جهان ياد مي كند: خداوند جهان را كه از بيداد و تباهي آکنده شده است، به وسيله او از قسط و عدل پر مي سازد (ابن ماجه، ج 2 ، ص 1336؛ مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 266). برخي، مجموعه مشخصه ها و نشانه های آخرالزمان را كه مربوط به عصر مهدي موعود مي شود و در حدیث ها پيشگويي شده است، چنين تفسير كرده اند: پيروزي نهايي صلاح و عدالت و آزادي، حكومت جهاني واحد، آبادانی تمام زمين، بلوغ بشريت به خردمندي كامل و آزادي از جبرهاي طبيعي و اجتماعي، برقراري مساوات كامل ميان انسان ها در امر ثروت، از میان رفتن كامل مفاسد اخلاقي، منتفي شدن جنگ و در نهایت ، سازگاري انسان و طبيعت (مطهري، 60).
در نظر عده اي از مفسران متأخر مسلمان، افزون بر روايات هایی كه از آن سخن گفته شد، در قرآن آیه هایی هست كه به آينده جوامع انساني نظر دارد و دربارة حكومت توحيد و عدل در آينده زندگي انسان مطالبي بيان مي كند. اينان معتقدند كه آیه های مربوط به جانشینی انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزي حق بر باطل با وجود جولان همیشگی باطل، آیه هایی هستند كه سرنوشت آينده بشريت را پيش گويي مي كنند و مستقيماً به مسئله آخرالزمان مربوط مي شوند. محمدرشيد رضا (9/80)، محمدحسين طباطبايي (14/330) و سيد قطب (5/3001،3002) به ترتيب در ذيل آيات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سورة 21 (انبياء) و 171 و 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، اين عقيده را توضيح داده اند.
اينان، آیه ها و روایت های مربوط به تحولات آخرالزمان را بیان کننده نوعي فلسفه تاريخ مي دانند. اين مفسران كه از روحيه خاص عصر ما، يعني جست وجوي نوعي فلسفه براي تاريخ انسان متأثرند، در صدد كشف فلسفه تاريخ از ديدگاه اسلام برآمده اند و آن را در اين آیه ها و امثال آن يافته اند. در نظر اينان، تحولات آخرالزمان كه در روايت بيان شده است، چيزي جز آينده طبيعي جامعه انساني نيست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايي تكامل اجتماعي و طبيعي نوع انسان. چنين آينده اي امري است محتوم و مسلمانان بايد انتظار آن را بكشند.
(منبع:دایره المعارف اسلام/س ؛ و سایت راسخون )
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:54
من حاجت چندین و چند ساله ام را
آنقدر می گریم به پایت تا بگیرم
باید همین امشب بگیرم حاجتم را
شاید نبودم یا نشد فردا بگیرم
من كربلا می خواهم از دست تو آقا
آنقدر می گریم كه تا امضاء بگیرم
آنقدر می گریم كه تا امضاء بگیرم
آنقدر می گریم كه تا امضاء بگیرم
آنقدر می گریم كه تا امضاء بگیرم
برچسب: نویسنده: mohammad naghdi تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت: 0:42